تبليغاتX
شنگرف
فردا روز ديگري است

زیرزمین(با سکون بر روی "ر")! کلمه ای که در محاوره ی جامعه ی سنتی ایران به معنی مکانی برای برقراری رابطه ی جنسی غیر متعارف یا غیر مشروع شناخته می شد(مثل باغ، در طبقات فرادست!)؛ اما امروز؛ زیرزمین، برای سیاسی ها، تداعی کننده و هم ارز مقاومت "پارتیزانی" است.

اما زیر زمین در هنر چیست؟ امروز اگر هنری کوفته شده از مجرای "رسمی"ها، بخواهد "مقاومت" کند،  باید زیرزمینی شود، تا بتواند زیباییِ شهوت بر انگیزش را عرضه کند و به حقیقت هنری که بی سر و صدا و تبلیغات مخاطب پیدا می کند، ناب ترین هنر است.

هرچه که زیرزمینی است، ذاتن در زیرِ زمین حیات نیافته است.

بار نخست در طبقه ی بالای(!) یک زیرزمین دیدمش. رفته بودم گفت و گویی داشته باشم از شرایط سانسوری که بر موسیقی تحمیل می شد و بچه هایی که تلاش می کنند خودشان کاری بکنند. کسی بود که از همه پخته تر به نظر می آمد در صحبت. فکر می کردم که قرار نیست آن صداهای ضبط شده را چاپ کنم و چاپ نکردم تا فایلش گم شد. سه تارش را نواخت و "شقایق نورماندی" خواند برایمان و ضبطش کردم. به دوستم گفتم:"این کار فوق العاده است.عجیب است!" دوستم گفت:"شنیده ای جبر جغرافیایی را؟! آن چه که جز من و تو و چند نفری، کسی نشنیده بود؛ او همان است."

در فکر سانسور بودم؛ این خلاقیت، این صدا، اگر دفن می شد و کسی جز من و بر و بچه ها کسی نشنیده بود! وااای!!! این فکر دلهره به جان من می انداخت. از کودکی آثار زیبای دفن شده زیاد دیده و شنیده بودم... لمس کرده بودم. نباید دفن می شد! آن روزها می خواستم در این باره چیزی بنویسم و ننوشتم. هنوز "محسن نامجو" را کم تر می شناختند. یک بار با او "گذر" کردم و گریستم؛ شاید به خاطر خود خواهیِ خودم.

آدم تشنه به دنبال آب است؛ در مدت کوتاهی سراب ها به حاشیه رفتند. وقتی گفتند که دوره ی غول ها در هنر به سر رسیده است، غولی ظهور کرد که من غرور دارم که دوست من است. محسن نامجو دست به دست شد؛ صدایش! ترانه هایش! محسن هم در تناقض این بود که از شنیده شدنِ آثارش لذت ببرد یا از دزدیده شدن آن ها عصبانی باشد. هیچ نقد پوزیتیویستی نمی تواند توجیه کند چرا در بیش ترِ خانه ها، صدای محسن شنیده می شود.

اگر از حاشیه ها بگذریم، پس از مدت ها نتوانستند محسن را نادیده بگیرند و به او مجوز ارایه ی اثر ندهند. آلبوم "ترنج" او به بازار آمد. محسن نامجو خیلی پیش از این مجوز، ماندگاری خود را در تاریخ موسیقی ایران ثبت کرد. او ثابت کرد که زیبایی، دستور پذیر نیست.

آلبوم "ترنج" اثر محسن نامجو، هم اکنون در بازار موسیقی ایران عرضه شده است. تفاوت این اثر با آن چه که به صورت زیر زمینی دست به دست شده است، در تنظیم حرفه ای و کیفیت بالای این اثر است.

فکر می کنم حداقل ادای دِینِ تمام کسانی که در این ماه ها با بدون اجازه از مولف، با موسیقی "محسن نامجو"  گذران احوال کردند این است که این اثر را "بخرند".
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 18:18  توسط شایا شهوق  | 

سگ در بازداشتگاه سگیهر چه قدر گفتم که این بگیر و ببند ها چیزی بیش تر از آن چه که فکر می کنید است، گوش شنوایی نبود. از مانتو ها و حجاب برای زن و مرد، به اعدام فله ای به نام  "اراذل و اوباش" و از این اعدام ها به دستگیری و صدور حکم زندان و اعدام برای روزنامه نگاران رسید.

در مقابل، برای این خبر هیچ کس واکنش نشان نداد که کسی در جایی اعلام کرد که مرحله ی چهارم  طرح امنیت اجتماعی، برخورد با اصحاب رسانه ها و روزنامه نگاران است. شاید قرار هم نبود که جدی گرفته شود.

"بابا حقوق بشر کدومه؟! اینا به حیوون هم رحم نمی کنن"

دوباره مجبورم فلاش بک بزنم به زمانی که به من هم اراذل و اوباش می گفتند. یکی از شب نشینی های ما در کلانتری بود که پسر جوانی را به همراه یک سگ پودل به کلانتری آوردند؛

دستور: متهم به همراه سگ مربوطه، روانه ی بازداشتگاه شود.

این دستور با خنده ی تمام حضار همراه بود و اجرا نشد اما امروز خبر می رسد که برای ارتقای امنیت اجتماعی، افرادی را که به همراه سگ در خیابان مشاهده شوند، متوقف کرده ، سگ را روانه ی بازداشتگاه کرده و صاحبش را آزاد می کنند.

کسانی که حیوان خانگی داشته اند، حتمن می توانند به خوبی تصور کنند که برای آن سگ و خانواده ای که با آن زندگی می کند، چه شرایطی پیش می آید؟! 

فعلن وضعیت سگ های نگهداری شده در بازداشتگاه بسیار نامناسب است.

بخشی از گزارش رادیو فردا را در این باره می آورم تا بدانید عمق فاجعه در چه حد است:

"دکتر آل داود که خود از بازداشتگاه سگ های خانگی در تهران بازديد کرده،از جزئياتی پرده بر می دارد که برای بسياری از مدافعان حقوق حيوانات، «تراژدی بازداشت سگ ها» را عميق تر نيز می کند: «آنها در شرايط نامناسبی نگهداری می شوند و متاسفانه بسياری از آنها که همگی از سگ های خانگی يا به اصطلاح آپارتمانی هستند، به سختی به بيماری های قارچی مبتلا شده اند.»

به گفته کارشناسان، عمده سگ های محبوبی که جثه هايی کوچک دارند و در خانه نگهداری می شوند، (Toy Dog) در گروه سگ های حساسی طبقه بندی می شوند که رابطه شان با صاحبانشان، به وابستگی عميقی می انجامد که گاه می تواند در صورت گسستن اين ارتباط، به مرگ آنها منجر شود.

رييس انجمن حمايت از حيوانات تاييد می کند که سگ های بازداشت شده در شرايط روحی مناسبی نيستند و با «خطر مرگ» دست و پنجه نرم می کنند."

به هر حال این یک شوخی نیست!

هر دم ازین باغ بری می رسد...

حالا عجله کنید! شوخی نمی کنم؛ یک طومار در دفاع از حقوق سگی این حیوانات بنویسیم و امضا کنیم، شاید در مورد حیوانات افاقه کند.

* عکس متعلق به سگی است که در شرایط نامناسب و بدون تفهیم اتهام در بازداشتگاه سگی، زندانی است.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 3:45  توسط شایا شهوق  |