تبليغاتX
شنگرف
فردا روز ديگري است

بوسه‌ي خداحافظي بر فرشته‌ي مرگ

خداحافظ اي توّهم آزاداي! خداحافظ اي هراس نابودي!

خداحافظ آقاي بوش! خداحافظ اي عزيز!

11 سپتامبر آمدي... بمب! مرگ! خون! خفقان! طالبان! افغانستان!عراق!اخوان المسلمين! اسراييل! حزب‌الله! حماس! چپ بي‌سواد! احمدي‌نژاد! بوش احمق!!

(مي‌داني كه فرداي اين نوشته، احمق خطاب كردنت توهين به يك ملت نيست؟!)

بوش عزيز! ما و تو، يك دنيا احمقيم.

دنياي احمقي هستيم كه فكر كرديم هر كه دشمن تو است، خوب است يا حداقل آن‌گونه نيست كه تو مي‌گويي!

بوش...؛ نام هشت سال رنج يك دنيا از حماقت!

بوشِ عزيز! تو رسالتت را به پايان رساندي! تو ثابت كردي كه دنيا هنوز صغير است. ثابت كردي كه هنوز همه‌ي ما بي رحميم! ثابت كردي كه صلح نمي‌دانيم و بشر نمي‌شناسيم!

بوش! با تمام اقمار تندروي خود در دنيا و ايرانِ ما...

برو به جهنم!

زندگي هنوز در جريان است. ما تغيير مي‌كنيم و تغيير مي‌دهيم.

جرج دابليو بوش عزيز! از فرداي اين نوشته، براي شما به عنوان يك شهروند آمريكايي بهترين آرزوها را دارم.

مي‌بوسمت

شايا شهوق

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 21:22  توسط شایا شهوق  | 

خبر:  جعفر قاطبه برنده‌ي 1000 عدد قابلمه شده است !

اگر دروغ نگويم و به روز باشم، خبر من اين است كه دل من براي "جعفر قاطبه" تنگ شده است.

حالا من و ما كي‌هستيم؟! "خواهش دارم آقا!!"

پس از انقلاب به دنيا آمدم و با فيلم‌هاي "بتامكس" بزرگ شدنم را آغاز كردم.

آقاي آزادي!

مي‌داني كه زندگي كودكي‌ام با چند شخصيت كارتوني شكل گرفت؟

خرد سالي‌ام!!! پسر جنگل، اسدالله ميرزا و جعفر قاطبه!

مي‌داني يعني چه؟ اينجا بمب بود و ويديو بتامكس (هرچند كه كم داشتيم)

بمب بود و آن‌چه ديگر نيود!

نوذر آزادي عزيز!

مي‌دانم كه نمي‌داني!

مي‌داني كه تو  تنها براي من و ما چه‌قدر تكرار شدي؟!

جعفرجان! نوذر جان! آزاديِ عزيز!!

اگر  مي‌دانستي خود را معرفي مي‌كردي!

يعني نسل ما به هزار قابلمه نمي‌ارزد؟  

شايا شهوق

 

*نويسنده هنوز در ايران است؛ همين بس! اي كاش كسي  به دستش برساند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 22:1  توسط شایا شهوق  |