نخست: دكتر سعيد رضوي فقيه. دوست عزيز غير همفكر من. ( وبلاگي مينويسم) اين نامرديه! واقعن نامرديه. سعيد و خانوادهاش...
دوم: مجيد توكلي. كم ديدمش. اما دوباره نبايد... نامرديه! واقعن نامرديه.
سوم، چهارم، پنجم و ...
و همهي زندانيان شريف اوين... آرزوي آزادي تان را دارم
پس از نوشتن پست: خبر رسيده است كه دانشجويان زنداني دست به اعتصاب غذا زدهاند؛ حسین ترکاشوند، اسماعیل سلمانپور، مجید توکلی و کوروش دانشیار به همراه سه نفر ديگر. وضع جسمي بچهها نگرانكننده گزارش شده است و ميگويند محيد توكلي اعتصاب غذاي خشك كرده و از خوردن آب نيز امتنا ميكند.
حدس من درست بود و آقاي خاتمي پيش از 22 بمهن به صورت رسمي اعلام كرد كه در انتخابات رياست جمهوري آينده نامزد رياست جمهوري است. البته آوردن نام آقاي خاتمي، به اين معني نيست كه من امروز تصميم گرفتهام كه به او يا كس ديگري راي بدهم اما بدون تعارف بايد بگويم تمام تحليلهاي انتخاباتي تحت تاثير فضاي غبار آلود آمدن يا نيامدن خاتمي قرار گرفته بود. نكتهي ويژهاي كه احتمالن در اين شرايط به وجود ميآيد اين است كه فضاي انتخابات دو قطبي ميشود و اين فضا فرصتي را فراهم ميآورد تا فعالان سياسي و اجتماعي به طرح مطالبات جامعه بپردازند و اين مطالبات را به صورت جدي وارد عرصه قدرت كنند.
معتقدم كه خوراندن مطالبات مردم بر اساس آزادي، حقوق بشر، منافع ملي و رفاه اقتصادي به عرصه قدرت كار كوچكي نيست. غير از اين نيز در كوتاه مدت، شرايطي براي تغييرات ساختاري از پايين متصور نيستم. معتقدم اين كه امروز بخواهيم قهر كنيم و در خانهي خود در انتظار يك ناجي باشيم كه ما را از وضعيت دشوار كنوني نجات دهد، كار بيهودهاي است. موضع انتخاباتي من در حال حاضر، مطرح كردن مطالبات عرصهي عمومي است كه توسط نهادهاي اجتماعي و سياسي خارج از حاكميت در حال تدوين است.
اين مسئله فعلن جدا از راي دادن به يك كانديداي خاص است و اين احتمال نيز وجود دارد كه من يا ديگران در ماههاي آينده از انداختن راي در صندوق اجتناب كنيم. فعلن سخن كوتاه ميكنم. تا بعد...